خرید بک لینک

حتی اگر روزی و روزگاری در صف نان یا که در گیرودار پارک کردن خودرو و یا حتی یکی از همین تجمعهای همیشگی، ناگهان گذرمان به هم افتاد، حتی اگر من خیرهات شدم تو نمان، برو.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

انگارِ زمانی که نمیخواهی برسد. از روز روشنتر است تلخیاش. دوری و سختیاش. مثل سختی هر وداع آخرینی که ناگزیر است. که راهِ دررو هم ندارد و فریادت هم به جایی نمیرسد که نمیرسد. بعد بیست و چهار ساله می

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

«تسیلت میگم به خانواده سید... و از خدا میخوام که به مادرشون، همسرشون، خانوادهشون صبر بده... آخرین پیامی که به سید داده بودم هم همین بود. گفتم سید خدا بهت صبر بده... همهی ما سید رو با خندههاش به ی

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

طی مسیر، نسیم ملایمی بوزد و بالا که میرسم، هوا بارانی نباشد، نسیم محکمتر شده و باد شده و هنوز طوفان نه. قطرههای باران طوفانی که هنوز نیامده را میآورد پرت میکند به قامتم. بادش سرد و قطرهها داغ، از گونهام میسرند و رسیدهام به بلندی. دستهام بازِ باز و چشمهام هم هی باز و بسته میشوند از سیلیِ نسیمی که باد شده و قطرهها. بعد میافتم. حالا شاید طوفانِ دور هم رسیده باشد، شاید هم نه.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

چشم تو به پیشانی من بوسهی نور است
آغوش تو، گرمای تنت... آه چه دور است
بر دامن تو تیرهی شب، نیلی دریا
باز آ و مرو ماه تمام است، صبور است

بعدِ مدتها، الکن و بیادعا.

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

من ساکت میشم، حتی سعی میکنم هیچ حرفی نزنم و حتی به تو نگاه هم نکنم، به زمین نگاه کنم، یا هر وری که تو رو نبینم اما نمیشه. «این زلال، ردّ پای چیست روی گونههای شورِ من؟» ردّ پای مظلومنمایی. ردّپای

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

نه انقدری که دستت باز باشه و هر ور که خواستی بتونی بری اما بین سیاه و سفیدها جلو عقب میشم و چپ میرم و راست رو میپام و منتظرم تا یه جا روبرو شیم. «هربار گفتم این بار، بار آخره» اما هر بار یه راه گری

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

شجر یه از غم عشق تو ای صنم خونده بود که یاذمه اشتباهی(؟) افتاده بود تو پوشهی بی تو به سر نمیشودم و یادمه همیشه میگفتم چرا انقدر از غم عشق صنمش شاد و سرخوشه؟ بعد که گذشت و این سالها و عشق سالهای ا

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

خسته نمیشوم از هر بار دنبال تو توی هر عکس قدیمیای گشتن. که مگر خستگی دارد اصلا این به شوق آمدن و حتی اندوه بعدش؟ ندارد. من دلم هر بار که تنگ میشود، اصلا تنگِ هر کسی، میگردم دنبال همان عکسی که توی

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد میخواهد دلم فریاد

برچسب: نویسنده: مهراد توکلی تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 1:01

صفحه بندی